z
می نویسم با آنکه دیگر نفسی نیست...!
دلم تنگ شده . . . خسته شده ام ! . . . حس می کنم دیگه نفسی باقی نمانده . . . اما می خوام دوباره بنویسم!. . . شاید برای تنها امید باقی مانده . . . تنها دوست . . . تنهایی!. . .
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو
موصوعات نوشته ها

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 15 دی 1384
نیستم...

حرف تازه ای ندارم...

فقط آمده ام بگویم:

« - من نیستم!»

من در جرم* یک انسان

آمده ام بگویم :

« - نیستم!»

من؛ تنها محدود به نیستنم  !

و زندگی آغاز نبودن من...

 

همین!

 

* این کلمه رو با کسره ی«ج» و سکون «ر» بخوانید . این پاورقی رو برای این آوردم که احساس کردم بعضی ها در خواندن نوشته و درک آن به اشتباه افتاده اند.


تعداد بازدیدکنندگان: 15542


شهاب . و Powered by 

 

>
!!!ساعت وبلاگ?
 
برای عضویت در خبرنامه ی این وبلاگ نام کاربری خود در بلاگ سکای را وارد نمایید!

من راست کلیک دفترم رو نبستم ولی شما هم لطف کنین نوشته های خودم رو بدون درج نام نویسنده یا آدرس دفتر جایی کپی نکنین!                  ممنون از این که به دفترم سر می زنید

!من راست کلیک دفترم رو نبستم! ولی شما هم لطف کنین دست نوشته های خودم رو بدون نام نویسنده یا آدرس وبلاگ جایی کپی نکنین