z
می نویسم با آنکه دیگر نفسی نیست...!
دلم تنگ شده . . . خسته شده ام ! . . . حس می کنم دیگه نفسی باقی نمانده . . . اما می خوام دوباره بنویسم!. . . شاید برای تنها امید باقی مانده . . . تنها دوست . . . تنهایی!. . .
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو
موصوعات نوشته ها

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 27 آذر 1384
فریادی نیست. . .

صدای تنهایی می آید

 

 سکوت بی معنا

 

. . .

 

فریاد می کشم

 

. . .

 

صدای تنهایی می آید

 

. . .

 

رویای تو چیست مهربان؟!


پرواز

 

سفر

 

جوانه...؟

 

ـ کسی نمی پرسد

 

. . .

 

فریاد می کشم

 

فریادی بی صَدا

 

. . .

 

سکوت

 

. . .

در این سکوت بی صَدایی

 

با تو سخن می گویم

 

رویای تو چیست؟

 

پرواز؟

 

 . . .؟

 

ـ . . .

 

و من باز فریاد می کشم . . .

 

تابلوی روی دیوار می شکند

 

شیشه ی پنجره نیز . . .

 

رویای تو چیست غریبه؟

 

ـ فریاد !

 

دیوار فرو می ریزد

 

اما  کسی نمی پرسد:

 

ـ رویای تو چیست ؟

 

و من می بینم که جوانه هرزه می گردد 

 

 . . .

 

اما دیگر فریادی نیست

 

. . .

 


تعداد بازدیدکنندگان: 15552


شهاب . و Powered by 

 

>
!!!ساعت وبلاگ?
 
برای عضویت در خبرنامه ی این وبلاگ نام کاربری خود در بلاگ سکای را وارد نمایید!

من راست کلیک دفترم رو نبستم ولی شما هم لطف کنین نوشته های خودم رو بدون درج نام نویسنده یا آدرس دفتر جایی کپی نکنین!                  ممنون از این که به دفترم سر می زنید

!من راست کلیک دفترم رو نبستم! ولی شما هم لطف کنین دست نوشته های خودم رو بدون نام نویسنده یا آدرس وبلاگ جایی کپی نکنین