ا.بامداد
ما نوشتیم و گریستیم
ما خنده کنان به رقص بر خاستیم
ما نعره زنان از سر جان گذشتیم. . .
کس را پروای ما نبود.
در دوردست مردی را به دار آویختند:
کس به تماشای سر بر نداشت.
ما نوشتیم و گریستسم
ما با فریادی
از قالب خود بر آمدیم