z
می نویسم با آنکه دیگر نفسی نیست...!
دلم تنگ شده . . . خسته شده ام ! . . . حس می کنم دیگه نفسی باقی نمانده . . . اما می خوام دوباره بنویسم!. . . شاید برای تنها امید باقی مانده . . . تنها دوست . . . تنهایی!. . .
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو
موصوعات نوشته ها

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 3 بهمن 1384
۱. نتیجه های ساده (۱)     ۲. تا بعد...

 

یه قانون توی طبیعت وجود داره که میگه انسان ها نسبت به زندگی یا امیدوار اند یا نا امید و یا تلفیقی از این دو ! امیدوارها و ناامید ها وضعیت مشخصی دارند اما اونایی که هم امیدوارند و هم نا امید آن هایی هستند که نمی دونن چه جوری زندگی می کنن و همواره سرگردان اند ... تعداد این افراد به طور معمول از دیگران بیشتر است ...! اما ما یه بند به این قانون اصافه می کنیم و می گوییم افرادی هم هستند که نه امیدوارند ، نه ناامید و نه تلفیقی از این دو ! و این معنی ای میان هستی و نیستی پیدا می کند! این افراد برای دیگران "شاید" باشند اما برای خود نیستند...

 

*این قسمتی از نتایجی بود که من تا به حال به دست آورده ام!

 

***

 

یه چیز دیگه این که بعد از 4 ماه دوباره "دفتر روز نوشتم" رو باز کردم و توش نوشتم!

چیزهایی وجود داشت که باعث می شد من چند وقتی ننویسم ! اما این بار با یک دید دیگه شروع کردم و ادامه می دم! و تا نتایجی که می خوام حاصل نشه نوشتن دل نوشته ، شعر و ... تعطیل می شود ! پس زمان به روز کردن این دفتر هم نامشخصه!

 

راستی از سخنان و نظرات خوبتون کمال تشکر رو دارم.

 

همین!

تا بعد...


شنبه 24 دی 1384
تولدم را تبریک بگویید...

۱۴ سال پیش بدون هیچ آگاهی یا آرزویی پام رو توی این دنیا گذاشتم!

 اومدم که به دنبال ماهیت خودم بگردم ! من با روحی پاک و درونی بزرگ به اینجا اومدم! با توانایی فکر کردن ؛ فهمیدن و...

من به عنوان و با تمام ویژگی های یک انسان آمدم تا انسان باشم ... تا جست و جو کنم و نا امید نشم! تا عاشق باشم! تا بفهمم چه کسی هستم!  و شاید به دیگران هم بفهمانم ...

پس سالگرد تولد من رو به عنوان یک انسان بهم تبریک بگین...!!!   

هر چند وجود من برای خیلی ها ارزشی ندارد و چه بسا آزار دهنده هم هست!

همین!( البته خودش خیلیه ها)

 

*این نوشته رو ۲۵/۱۰ نوشته م ! نوشته ی دیروزم به نظر خودم خیلی کلیشه ای بود پس امروز عوضش کردم! عذر می خوام پیش میاد دیگه...!  حالا چه فرقی می کنه؟! شما تولدم رو بهم تبریک بگین!


پنجشنبه 15 دی 1384
نیستم...

حرف تازه ای ندارم...

فقط آمده ام بگویم:

« - من نیستم!»

من در جرم* یک انسان

آمده ام بگویم :

« - نیستم!»

من؛ تنها محدود به نیستنم  !

و زندگی آغاز نبودن من...

 

همین!

 

* این کلمه رو با کسره ی«ج» و سکون «ر» بخوانید . این پاورقی رو برای این آوردم که احساس کردم بعضی ها در خواندن نوشته و درک آن به اشتباه افتاده اند.


<<    1      2      3    >>
تعداد بازدیدکنندگان: 15540


شهاب . و Powered by 

 

>
!!!ساعت وبلاگ?
 
برای عضویت در خبرنامه ی این وبلاگ نام کاربری خود در بلاگ سکای را وارد نمایید!

من راست کلیک دفترم رو نبستم ولی شما هم لطف کنین نوشته های خودم رو بدون درج نام نویسنده یا آدرس دفتر جایی کپی نکنین!                  ممنون از این که به دفترم سر می زنید

!من راست کلیک دفترم رو نبستم! ولی شما هم لطف کنین دست نوشته های خودم رو بدون نام نویسنده یا آدرس وبلاگ جایی کپی نکنین