خیال یا واقعیت؟! ××× ولش کن ! حسش نیست... ××× من چه قدر پوچم... ××× به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟ ××× ...Don't go on ××× من چه قدر عجیبم! ××× مغز آکبند کجا هست؟! ××× ...No ××× من پوچم... تو بهار!
بهاری سرشار از تخیل براتون آرزومندم:
نیما یوشیج
وقت است نعره ای به لب آخر زمان کشد, نیلی در این صحیفه , بر این دودمان کشد, سیلی که ریخت خانه ی مردم ز هم چنین, اکنون سوی فراز گهی , سر چنان کشد. بر کنده دارد این بنیان سست را , بردارد از زمین , هر نادرست را.
وقت است ز آب دیده که دریا کند جهان هولی در این میانه , مهیا کند جهان بس دست های خسته در آغوش هم شوند, شور و نشاط دیگر بر پا کند جهان...
|